آقا پوریا و اولین یلـــــدا....
*گل پسرم*
سفیدی برف را برای روحت
سرخی انار را برای قلبت
شیرینی هندوانه را برای لحظه هایت و
بلندی یلدا را برای زندگی قشنگت آرزومندم

امسال اولین شب یلدائی است که من در کنار خانواده پیش مامان و بابایی هستم سال پیش شب یلدا من تو دل مامانی بودم و از تدارکاتی که چیده بود و کارهایی که می کرد یه کم اطلاع داشتم
اما امسال به همراه آقاجون و مامان جون یک شب چله مفصل برقرار کردیم در ضمن مامانی و بابایی همون شب من را برده بودند دکتر واسه چکاپ در راه اومدن خونه وقتی بابا اکبر میوه شب یلدا را می خرید مامان از فرصت استفاده کرد و برام یه توپ هندونه ای خرید توپ منم شد هندونه ی شب یلدا....

*اینم عکسهای شب یلــــــدای من*


![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()
![]()

![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()

![]()
![]()

![]()
![]()

![]()
![]()

![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
*اینم تـــــــــوپ هندونه ای من*

![]()
![]()
عمرتون صد شب یلـــدا دلتون قد یه دنیـــــــا![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آقا پوریا و اولین یلـــــدا....
